خرید بک لینک
سه تايي نشستیم روی نیمکت کنار خیابون ، من آب هویج خوردم . فارغ از دنیا شدم ، دیگه دیدن دونفر که باهم راه ميرن و دست هم رو گرفتن برام جذابیت نداره ؛ من هنوز خیلی کارها باید انجام بدم .

سرما خوردم ، شلغم خریدم ، گذاشتم تا بپزه و بخورم ، الان هم دارم چای داغ ميخورم تا گلوم یه کم راحت بشه .

فردا باید به حسین پیام بدم جزوه رو برام بیاره ، روم نمیشه که ..

برچسب: یک روز به شیدایی,یک روز بخصوص,یک روز آقا خرگوشه,یک روز خوب,یک روز رایگان همراه اول,یک روز درمیان به انگلیسی,یک روز با حصین, نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 8:40

صفحه بندی