پاره ای از زندگی - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 18:56
سفر حال روحم را خوب کرد، به زندگی بازگشته ام.تلاشم را برای آینده ام می کنم، با خودم رو راست شده ام و دیگر هراسی ندارم. تردید بین دو انتخاب امانم را بریده بود، در روز جاری در حالتی که اصلا انتظارش را نداشتم با خودم به برآیند رسیدم، حس زیبایی بود، بالاخره روشنی پیدا شد؛ نمی دانم من در آینده از این تصم...
مرثیه - تاریخ: 1403/6/6 ساعت: 5:24
کاش می شد واسه خودم گریه کنم اونقدر گریه که دل پاک بشم سبک و پاکیزه مثل خود اشک زیر خاک گریه ها خاک بشم... .ایرج جنتی عطایی.
مرا به خاطر بسپار - تاریخ: 1403/4/10 ساعت: 19:18
+ دیر رسیدن حس تلخیه- خیلیییییییییییی تلخه- اصلا نمی دونی چقدر- همیشه خوبی و همیشه بهترینی ولی دیر میرسی+ الان می فهمم که خیلییییی تلخه+ میدونین اسم اون اهنگ بیکلام که براتون فرستادم چی بود؟- دیدم اسمشو ولی معنیش رو نمی دونم+ معنیش میشه : مرا به خاطر بسپار- از خاطر نمیری دیگه Adblock test (Why?)
حس خوب يك ترانه - تاریخ: 1403/3/18 ساعت: 14:48
انگار با من از همه كس آشناتري از هر صداي خوب برايم صداتري .اردلان سرفراز.
زندگي ديگري... - تاریخ: 1403/2/13 ساعت: 17:28
فروردين به بطالت و يا شايد استراحت محض گذشت، به معناي واقعي خواب و خوراك! نياز داشتم به اين بطالت! از اول ارديبشهت به زندگي روزانه ي تلاشگري بازگشتم؛ علاوه بر اين زندگي در مغزم زندگي ديگري در جريان است از معنا ها، انسان ها، بودن، زندگي، مرگ و عادت كردن... چند شب پيش از حس درد يك موضوع بي خواب، بيتاب...
وین راه بی نهایت - تاریخ: 1403/2/13 ساعت: 17:28
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان، وین راه بی نهایت * این بیت شعر، حال و زمزمه ی این روزهایم شده است...
حقیقت - تاریخ: 1403/2/5 ساعت: 1:53
نه خیال پردازی نه رویا، حقیقت را دریاب...
حال ... - تاریخ: 1402/12/16 ساعت: 16:44
میدانی غریب ترین جنبه تنهایی چیست؟ هیچکس نمی تواند حس خاطراتی را لمس کند که تنها خودت درونشان حضور داشتی ...
زخم - تاریخ: 1402/11/26 ساعت: 18:27
حامد عسکری تو دوشات می گفت :زخم مثل کفشه، کفش هیچوقت کوچولو نمیشه؛ این تویی که پات بزرگ میشه، تویی که رشد میکنی؛ غم همون غمهولی این خیلی خطرناکه که اگه آرزوی بیست سالگیت با آرزوی چهل سالگیت یکی باشه! این یعنی تو نموی نداشتی... Adblock test (Why?)
کرمانم - تاریخ: 1402/10/15 ساعت: 7:03
حال وطن حال دلم ماست؛ هر روز زخمی بر زخمی و رنجی بر رنجی... .حامد عسکری.
روزها واقعا در راه ! - تاریخ: 1402/10/10 ساعت: 12:51
عنوان پست قبلی رو نوشته بودم "روزها در راه" و الان زندگیم شبیه همین عنوان شده! انجام یه پروژه ی کاری بهم پیشنهاد شده و به همین علت باید کمی بین شهر محل دانشگاهم در رفت و آمد باشم. و خب از این بابت خوشحالم که اولین بار هست که قراره کاری در جهت تحصیلم انجام بدم :) Adblock test (Why?)
مقصد - تاریخ: 1402/10/10 ساعت: 12:51
از دیر و حرم باشدشان روی به مقصد زاهد ز رهی، پیر خرابات ز راهی
روزها در راه - تاریخ: 1402/8/27 ساعت: 19:12
بارون می باره و در حال نوشتن مفاهیم اولیه برای کارهای باقی مونده ام هستم،دفاع که به خیر و خوشی تموم شد و زندگی بعد از دفاع هم به آرومی اما همچنان علمی داره سپری میشه. شنبه باید برم شهر محل دانشگاهم برای کارهای فارغ التحصیلی و ... و دلم می گیره از این رفتنی که آخرش با خداحافظی همراهه... Adblock test ...
دفاع! - تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 3:34
دوشنبه ساعت ۱۰ صبح دفاع دارم و چه حس عجیبی!البته خوش حالم که قراره یه تجربه ی متفاوت رو داشته باشم.بهتری اینجوری به قضیه نگاه کنم
زندگي - تاریخ: 1402/5/18 ساعت: 14:59
آدمي است و نوشتن و رها شدندلم تنگ شده بود براي نوشتني بي دغدغه و آرام هرچند كه در حال حاضر چندان هم بي دغدغه نيستم اما بايد زماني را هم به خود خودم اختصاص دهم. چاي با گل محمدي دم كرده ام، عطرش آدمي را مدهوش مي كند و همايون شجريان مي خواند : من از تو جان گرفته ام كنم فداي تو، ز جان گذر نمي توان مگر ب...
در باب زندگي - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 13:56
روزهايي هست و احساسات متفاوتي را تجربه مي كنم، دلهره، استرس، دلتنگي، شوق و تلاش. اميدوارم همه چيز خير باشد.
یک توییت - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 13:56
تنهایی را به عنوان سرنوشتی محتوم پذیرفته بود؛ اما گاهی دلش برای شوق سرشار اوایل عشق تنگ میشد. *Colonel* @OfficialPersianTwitter
خون بايدت خورد در گاه و بيگاه - تاریخ: 1402/2/4 ساعت: 22:31
اين روزها عجيب درگيرم، روحم، ذهنم، مغزم... پايان نامه هم با تمام توان مي تازد.
انسان - تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 20:22
يه نوشته ي قشنگ خوندم :بايد خنديد و گريست، عشق ورزديد، كار كرد، لذت برد و رنج كشيدبا نوساني بسيار در طول حيات..؛ به گمان من انسان يعني همين... Adblock test (Why?)
خون - تاریخ: 1401/11/3 ساعت: 20:22
آگاهي با خون عجين است ... .از كتاب پريدخت نوشته ي حامد عسكري.

برچسب‌های مرتبط

عصر پاییزی | عصر پاییزی مرتضی پاشایی 320 | عصر پاییزی مرتضی پاشایی متن | عصر پاییزی مرتضی پاشایی اپارات | عصر پاییز | عصر پاییزی اپارات | عصر پاییز از مرتضی پاشایی | عصر پاییزی پاشای | عصر پاییزی 2 مرتضی پاشایی | عصر پاییزی پاشایی اپارات