... - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 12:58
اونقدر خسته و ناراحتم که فقط با شنیدن صدای مامانم و دلداريش میتونم آروم بشم...
نوبت شما - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 12:58
شما برای من بنویسید. نظر ، پیشنهاد ، انتقاد و هر حرف دیگه
از همین الان - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 12:58
از وقتی که اومدم خونه خیلی سرم گرم شده ، تفریح ، خرید ، کلاس رفتن ، مهمونی و ... کم تر اتفاق میفته تنها باشم و بابت این موضوع ناراحتم . انگار اون حاشیه ی امن از بین رفته . روال زندگیم بدون شوخی ، فقط شده خوردن و خوابیدن...! شوق و فکر توش نیست. باید این وضع رو جمع کنم تا قبل از این که خیلی دیر بشه. ا...
الان - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 12:58
خب باید یه زمانی بگذره تا آدم به خودش بیاد و بتونه شرایط رو هضم کنه و خودش رو با همه چیز وفق بده و از خودش بودن خجالت نکشه و شروع کنه به ادامه دادن برای زندگی ای که دوسش داره و تلاش کنه وتلاش کنه و تلاش کنه. از وقتی اومدم خونه سردرگم بود و امروز ، یعنی همین الان خودم رو پیدا کردم ، البته سردرگمی هم ...
دفترچه ی سبز - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 12:58
یه بار نوشته بودم که یه دفترچه دارم وکارهایی که باید انجام بدم و کارهایی که نباید انجام بدم(مثل غیبت نکردن ،سروقت نماز خوندن ، احترام گذاشتن ،کم استفاده کردن از نت و...) رو توش نوشتم و در آخر هر روز جلوشون علامت میزنم ، تیک سبز یعنی همه چیز خوب پیش رفته ، ضربدر آبی یعنی کم وبیش موفق بودم اما منفی قر...
غم - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 12:58
سخته دیدن غم دیگران... هنوز درد ستایش تو قلبمون بود که ماجرای آتنا قلبمون رو به درد آورد و حالا هم ماجرای بنیتا... چی داره به سر دنیا میاد؟؟؟... انسانیت کجا رفته ؟؟؟ چقدر ستایش و آتنا و بنیتا ی ناشناس توی کشورمون داریم... پ.ن : امروز میخواستم مثل همیشه پست بذارم اما اینقدر متاثر شده بودم که نمیتوستم...
روزگار - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 12:58
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود که ز بند غم ایام نجاتم دادند " همت " مسئله ای بسیار مهم که بنده این روزا اصلا ندارمش .... خدایا ، به قول سعدی : دست من گیر که بیچارگی از حد بگذشت... و همچنین خدایا کمکم کن که ذهن و فکرم رها بشه...رها... به قول حافظ : خلوت دل نیست جای صحبت اغیار... ........... بسیار دعا ...
شنوای دانا - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 13:12
همه ی بچه ها رفتند و من امشب تنها شدم. پشت در اتاق مون از ترم یک که بودیم یه آیه الکرسی بزرگ با معنی چسبونده شده بود. آیه الکرسی رو حفظ هستم و حداقل روزی یک بار زیر لب میخونمش ، معنیش هم کم و بیش تو ذهنم هست. امشب ، یعنی همین چند دقیقه پیش که از در اتاق اومدم داخل چشمم به این آیه الکرسی افتاد ، هم
او.. - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 13:12
من با عشق به " او " رسیدم با عشق دارم درکش میکنم ، حالم گرفته باشه نمیرم با دوستام دردودل کنم چون خوشم نمیاد حرفای درونم رو به کسی بزنم ، به جاش شعر حافظ میخونم تازگیا سعدی هم بهش اضافه شده ، قرآن میخونم ، نت هایی که از اسرارالتوحید و قرآن برداشتم رو میخونم ، گریه میکنم ، ذکر هوالرحمن الرحیم میگم ،
احوال - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 13:12
همیشه که همه چیز عالی و خوب نیست ، گاهی وقت ها بی حوصلگی میاد سراغم. از اون بی حوصلگی هایی که فقط دوست دارم بخوابم و تو خودم باشم و به هیچی فکر نکنم ، به هیچیییی ! مثل دیروز که اصلا حوصله درس خوندن نداشتم ، رفتم دوتا چیپس و پفک خریدم و نشستم فیلم نگاه کردم . گشت ارشاد یک (اولین بار بود میدیدمش! کلا
دفترچه - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 13:37
دفترچه یه دفترچه برداشتم و توش لیست کارهای خوبی که باید تو روز انجام بدم و کارهای اشتباهي که نباید انجام بدم رو نوشتم و آخر هر روز میشینم و کارهام رو مرور میکنم و جلوی کارها تیک و منفي میذارم (تیک سبز برای انجام کارهای خوب و منفی قرمز برای کارهای اشتباه) . هم تیک دارم هم منفی ، اما یه ستون هست که اک
حکایت - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 13:37
تو پست قبلی گفته بودم یکی از حکایت های شیخ بوسعید ابوالخیر خوندم و خیلی به دلم نشسته ، این هم از حکایت ، البته یه معنی ساده هم ازش نوشتم . میتونید از همون اول به سراغ معنیش برید. حکایت : شیخ ما مجلس میگفت و یکی از پسران شیخ ابوالحسن خرقانی رحمه الله علیه حاضر بود . شیخ در میان سخن گفت کسانی که از خو
یارتویی - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 13:37
میخواستم از حالم بنویسم ، گفتم اول برم سراغ حافظ به همین بیت بسنده میکنم : با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی ؟ آه آتشبار و سوز ناله ی شبگیر ما .......... پ.ن: راه ده ای یار مرا... اشک و الله و باز هم راه ده ای یار مرا... راه ده... آهنگ يارتويي مهران مدیری با شعرمولانا رو دانلود کنید حتما . + نوشته شده...
شعر - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 13:37
فردا تو دانشگاه شب شعر هست . میرم یه کاغذ قرعه کشی هم برا فردا شب هست ، منم یه دونه گرفتم ، کاش برنده بشم . خیلی وقت هست که چیزی برنده نشم از چند روز پیش که اهنگ یارتویی مهران مدیری رو دانلود کردم ، همش دارم گوش میدم . این شعر عالیه ، شعر مولانا ، آدم رو به خودش و وجد میاره !!!! گوش دادن در خلوت بس
سردرد - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 13:37
این سردرد... از شش و ده دقیقه ی عصر که از سر جلسه امتحان اومدم بیرون ، همراهم هست و کم نمیشود ذره ای... بیش میازار مرا ، بیش میازار مرا ... امشب میخوام یه دل سیر اسرارالتوحید بخونم تا یک شب ! همیشه قرآن با آیه های دلنشین و به موقع اش حالم رو خوب میکنه : و نیکی با بدی یکسان نیست (بدی را ) با آنچه نیک
خون جگر خوردن - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 13:37
دیشب میان درس خواندن برای رفع خستگی ، شعری از حافظ خواندیم بر حسب اتفاق شعری باز کردیم و مفهوم صبر بود : ( گویند : سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود و لیک ، به خون جگر شود ) همین خون جگر خوردن ها هم شیرین است...شیرین. پ.ن : تا چهل و پنج دقیقه ی دیگه باید برم کتابخونه تا آخر وقت ، حدود های یازده ، درس
گذشته ها... - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 13:37
امشب آهنگ های قدیمیم رو نشستم گوش کردیم ، یاد گذشته ها افتادم ، گذشته های دور...چی بودم چه فکرهایی داشتم. اون همه اشتباه. حتی تا همین یک سال پیش هم پر اشتباه بودم. اگه به آرشیو ماه های اول وبلاگم سر بزنید و بخونید ، میتونید بفهمید چه حال و اوضاعی داشتم... پر از نگرانی ، تشویش. توی یه اشتباه محض زندگ
همه چیز نوشت - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 13:37
1.زمان فرجه هاست و بچه ها یکی یکی دارن میرن شهرهاشون اما من نمیرم . یه وقت هایی هست که دوست دارم تنها باشم ، بدون هیچکس ، فقط خودم باشم... 2.اسرار التوحید هم تقریبا آخرهاش هستم ، حدود نود صفحه ی دیگه مونده . این قسمتی که الان دارم میخونم در باب سخنان شیخ هست که خیلی شیرین و دلنشین هستن . بعضی از حک
؟ - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 17:30
چرا الان به یادش افتادم ؟؟؟!!! یعنی اون هم به یاد من ميفته ؟ ممکنه اون هم گاهی وقت ها به من فکر کنه ؟؟ فکر نکنم ، اون خیلی کار داره ؛ درست فکر میکنم ، اون خیلی کار داره ، به قول خودش خب دل منم تنگ ميشه البته شاید یه کم کمتر شاید نه ، حتما ... اصلا بیخیال
بازی - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 17:30
خودم عمدا جواب دادم ؛ هروقت میرم پیشش یاد این شعر ميفتم : گه مرا پس میزنی ، گه باز پیشم میکشی آنچه دستت داده ام نامش دل است ، افسار نه... لعنت به ه.... تولدم رو تبریک نگفتی .... دو آبان بود ..یادم رفت ببخشید .... عیب نداره ....وااااااااااااای خیلی ببخشید هه

برچسب‌های محبوب

هی روزگار